{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای وصل تو آب زندگانی

ای وصل تو آب زندگانی
تدبیر خلاص ما تو دانی

از دیده برون مشو که نوری
وز سینه جدا مشو که جانی

آن دم که نهان شوی ز چشمم
می‌نالد جان من نهانی

من خود چه کسم که وصل جویم
از لطف توم همی‌کشانی

ای دل تو مرو سوی خرابات
هر چند قلندر جهانی

کان جا همه پاکباز باشند
ترسم که تو کم زنی بمانی

ور ز آنک روی مرو تو با خویش
درپوش نشان بی‌نشانی

مانند سپر مپوش سینه
گر عاشق تیر آن کمانی

پرسید یکی که عاشقی چیست
گفتم که مپرس از این معانی

آنگه که چو من شوی ببینی
آنگه که بخواندت به خوانی

مردانه درآ چو شیرمردی
دل را چو زنان چه می‌طپانی

حضرت مولانا
دیدگاه ها (۱)

‌ای وصل تو آب زندگانیتدبیر خلاص ما تو دانیاز دیده برون مشو ک...

ای وصل تو آب زندگانیتدبیر خلاص ما تو دانیاز دیده برون مشو که...

مسجدیی بسته آفات شدمعتکف کوی خرابات شدمی به دهن برد و چو می ...

حیلت رهـــــــــــــا کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شوو اندر د...

حیلت رهـــــــــــــا کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شوو اندر د...

حیلت رهـــــــــــــا کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شوو اندر د...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

فال امروز سه شنبه 18 فروردین 94 سه شنبه 7 آوریل 2015فال حافظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط