{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

torture

#فیک_بی_تی_اس#فیکشن#جونگ_کوک#فیک#تهیونگ#کیدراما#کیپاپ#مافیایی#خفن#شکنجه#فیک_بی_تی_اس#فیکشن#جونگ_کوک#فیک#تهیونگ#کیدراما#کیپاپ#مافیایی#خفن#شکنجه#کلیپ#کرانچ#کیوت#سیدراما#عاشقانه#بامزه#بی_تی_اس#بلک_پینگ#اکسو#ایتیزی#بلک_پینک#آزادی#موکبانگ#کره#باحال#بی_تی_اس#آنباکسینگ#فوداسمر#اسلایم#دی_او#نامجون#جین#شوگا#جی_هوب#جیمین#عاشقانه#عشق#جان_فدا#نیکا_ساکرمی#مهسا_امینی#مادر#تنهایی#افسردگی#غمگین#شاد#اسلوموشن#کارما#سپهر_خلسه#رضا_پیشرو#امیر_تتلو
torture
Part ³
به خونه که رسیدم،ماشینو تو پارکینگ پارک کردم.در صندوق عقبو باز کردم ک دیدم خون زیادی ازش رفته،خب من دختر خوشگل و خوش استایلیم که از پزشکی هم سر در میاره.سمت اتاق مخصوص کشیدمش.صدای عربده و فحشاش بلند شد
_دخترک عوضی مفت خور،چطور جرعت کردی همچین کاری با من بکنی؟ تویِ...
تا اومد حرف دیگه ای بزن دستمو زیر گلوش گذاشتم و فشار دادم و زمزمه وار و با صدای آروم گفتم
-ببین کافیه یه کلمه دیگه زر زر کنی تا با دستای خودم خفت کنم،خفه شو تا کارمو انجام بدم،اگه میخای زنده بمونی اون دهن گشادتو ببند و بزار گلوله ها رو خارج کنم
وسایل مورد نیازمو آماده کردم و بدون اینکه بهش بی حسی بزنم گلوله هارو از پاش درآوردم،انقد صداش بلند بود که میترسیدم پرده ی گوشم پاره بشه،با صدای بلندی گفتم
-مرتیکه ابله،مگه نمیگم خفه شو؟از زندگیت سیر شدی بگو همین الان بفرستمت پیش اون زیر دستای احمق به درد نخورت
یه صندلی اوردمو رو به روش نشستم به صدای آروم و پر از تهدیدی گفتم
-خب،میشنوم،از اولش برام تعریف کن
_هه،دختر کوچولو فک کردی انقد احمقم ک همه رو بزارم کف دستت؟هوم؟
-نه،فک کردم انقد باهوشی که بدونی باید همه چیو بگی تا نمیری،خب توعه اسکلو چیکارت کنم
بلند شدم و دورش چره زدم و همون طور زمزمه وار گفتم
-خب من مشکلی ندارم میتونم همین الان ته و توشو از یکی دیگه از عضو بانداتون در بیارم،کشتن تو اونم توی این اتاقی که حتی سالهای دیگه ام امکان نداره کسی پیدات کنه ک برام کاری نداره،خب حالا چیکار میکنی؟میگی یا بکشمت؟
نفسای پی در پی صدا داری کشید و با خشم گفت
_از کجا بفهمم دروغ نمیگی؟اگه بخای منو بپیچونی چی؟
-خب این من نیستم که باید التماست کنم تا بگی،این شانس تو برای زنده موندنه،میتونی امتحانش کنی...
جوری دندون قروچه می‌کرد که صداشو به وضوح میشنیدم.با صدای آرومی که بزور شنیده می‌شد گفت
_همه چیو میگم،توعم ولم کن
با سردی تمام جواب دادم
-خب،می شنوم
تا اومد حرفی بزنه....
دیدگاه ها (۱۰)

صدای مهیب p21

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

رمان عشق ممنوع

من عاشق دشمنم شدم پارت دوم

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

رمان تو خود منی

دست دیگه‌ش رو آورد بالا و آروم موهای منو که روی صورتم ریخته ...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 41 ""ویو جئون آنجلینا" ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط