من ناخدای کشتیِ بی بادبانم

من ناخدای کشتیِ بی بادبانم
دریانوردی که شنا کردن بلد نیست
دریا رو توو مشتم گرفتم تا نَمیرم
مشتِ گره خورده رها کردن بلد نیست

از موج ها رد می شم اما هیچ موجی
هرگز نمی تونه منو از پا در آره
تا ردِ پای تو روو ساحل نقش بسته
طوفان هم اندازه ی من انگیزه داره


{ آبا عابدین }
دیدگاه ها (۸)

زیبای کوچک فریبکار

￿￿￿￿￿￿من ناخداے #ڪشتـے بـے بادبانمـدریانوردے ڪہ شنا ڪردن بلد...

Fate is predetermined.

شعر کامل (ما همانیم که به دریا حکم طوفان می دهیم)

****************************************رمان گناهکار قسمت پا...

خواهش میکنم بخونینمادر موسی چو موسی را به نیلدر فکند از گفته...

#part80#طاهاده دقیقه گذشته بود و رها هنوز نتونسته بود حتی ید...

پارت سومجیمین هیچ نگفت. فقط موجی کوتاه، مثل نفس کشیدن، آمد و...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 127 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩وج...

P39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط