{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب تشنه به برکه ی غدیر آمده ایم

لب تشنه به برکه ی غدیر آمده ایم
با شوق، به محضر امیر آمده ایم

ما چشم به راه دست بیعت هستیم
هر چند هزار سال، دیر آمده ایم
دیدگاه ها (۱)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

حجت‌الاسلام پناهیان در محضر خانواده‌ی کم سن‌ترین شهید سال ها...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

تا آخر ببینید

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط