در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تار

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تار
می‌درخشد خنده‌ای، مانندِ صبحِ بی غبار
آرمانِ سبزِ ما، آن نقطه‌ی عطفِ امید
در دلِ شب‌های سرد، رویای خورشید و سپید
نیست تنها سایه‌ای، یا خوابِ رویایی مبهم
بلکه مرهم می‌شود بر زخم‌های کهنه‌ی آدم
مثلِ باران بر کویر

مثلِ شعر روی لب
می‌شکافدپیله تاریک و سنگینِ شاپرک
دست در دستِ حقیقت، چشم در چشمِ زمان
می‌تراشد قامتی نو از دلِ این خاکِ روان
هر کجا عشقی شکفت و عدل گسترده سایه‌ای
آرمانِ سبزِ ما، پروانهاآن نقطه‌ی عطفِ امید
در دلِ شب‌های سرد، رویای چادری سفید
دیدگاه ها (۰)

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

دیگر دلتنگی هایمان مخصوص شب‌های جمعه نیست.روز به روز و لحظه ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ای نفـس هایت همه دنیای مـن        درتپش های دلـت نجـوای مـن ...

بیا و در آغوشم بگیر،که بی‌تو،جویباری‌ام تنها،که به دریا دل ن...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

خورشید جاودانه‌ی من! ای بهار من!ای آخرین پیامبر روزگار من!ای...

۲۰ مهر؛ به یاد خواجه‌ی شیرازامروز، شیراز بوی گل و شراب و شعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط