صحبت روی تو را هر دم شنیدن تا بکی
صحبت روی تو را هر دم شنیدن تا بکی
در دلم نقش جمال تو کشیدن تا بکی؟
ای چراغ زندگی روشن نما قلب مرا
بی تو در تاریکی دنیا نشستن تا بکی؟
تو کریمیّ و منم یک طایر بی آشیان
روی بام این و آن دائم پریدن تا بکی؟
راویان گویند روی گونهات خالی بود
یک نظر خال سیاهت را ندیدن تا بکی؟
داغ دوریّت زده بر خرمن هستی شرر
طعم دوریّ و غم هجران چشیدن تا بکی ؟
من خودم دانم نیم لایق برای نوکری
پادشاه از نوکر خود دل بریدن تا بکی؟
عاشقانت را تو میخوانی بسوی خیمهات
منتظر ماندن برای خواندن من تا بکی؟
یا بُکش یا زنده کن قلبم به نور فاطمی
بی وجودت نازنینا زنده ماندن تا بکی؟
وقت مردن یک نگاه تو به فریادم رسد
بی وجودت مَه جبینا جان سپردن تابکی؟
روز و ماه و سالها بگذشت در هجران تو
در فراقت صبح جمعه ندبه کردن تا بکی؟
جان فدای غربتت، برگو که ای پور علی
همچو حیدر سر درون چاه بردن تا بکی؟
ای صبا از من به آن آرام جان و دل بگو
طعنهها از سوی دشمنها شنیدن تا بکی؟
در دلم نقش جمال تو کشیدن تا بکی؟
ای چراغ زندگی روشن نما قلب مرا
بی تو در تاریکی دنیا نشستن تا بکی؟
تو کریمیّ و منم یک طایر بی آشیان
روی بام این و آن دائم پریدن تا بکی؟
راویان گویند روی گونهات خالی بود
یک نظر خال سیاهت را ندیدن تا بکی؟
داغ دوریّت زده بر خرمن هستی شرر
طعم دوریّ و غم هجران چشیدن تا بکی ؟
من خودم دانم نیم لایق برای نوکری
پادشاه از نوکر خود دل بریدن تا بکی؟
عاشقانت را تو میخوانی بسوی خیمهات
منتظر ماندن برای خواندن من تا بکی؟
یا بُکش یا زنده کن قلبم به نور فاطمی
بی وجودت نازنینا زنده ماندن تا بکی؟
وقت مردن یک نگاه تو به فریادم رسد
بی وجودت مَه جبینا جان سپردن تابکی؟
روز و ماه و سالها بگذشت در هجران تو
در فراقت صبح جمعه ندبه کردن تا بکی؟
جان فدای غربتت، برگو که ای پور علی
همچو حیدر سر درون چاه بردن تا بکی؟
ای صبا از من به آن آرام جان و دل بگو
طعنهها از سوی دشمنها شنیدن تا بکی؟
- ۱.۵k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط