{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌ات

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌ات
رو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ات

عاشق‌ترین گدای تو باشم عجیب نیست
در گیر و دار غربت و بی‌غمگساری‌ات

من بیقرارم از غم هجران عنایتی
مجنون و دلفکارم از این بیقراری‌ات

هر صبح و شام یاد ترا ندبه می‌کنم
با نقد جان به دست و به سودای یاری‌ات

کی می‌کنی ظهور به شرق نگاه ما
جانم فدای گستره‌ی شهریاری‌ات

رنگ خزان گرفته بهارم نفس بده
بر باغ زندگی به هوای بهاری‌ات

جانم فدای تو که غریبی هنوز هم
محروم مانده جان و دل از همجواری‌ات

ای اختیار عالم امکان به دست تو
شرمنده‌ام ز مرحمت و بردباری‌ات

دستم بگیر تا به دمی زنده‌ام کنی
مُردم قسم به عشق از این داغداری‌ات

جامی بده ز کنج لبت جان من بگیر
مدهوش کن دوباره به جام خماری‌ات...🦋🦋

گجن خیرلی اولسون اورگیمین بندی🫂❤🌹❤

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان را دزدکی...

شاه دلم قهر مکن،من شده ام گدای عشقگر چه ستم روا کنی،جان و تن...

زين وداع آتشين ، کز شهر قرآن مي‌کنيآستان وحي را ، بي تاب و ح...

تو را گم می‌كنم هر روز و پیدا می‌كنم هر شب بدین‌سان خواب‌ها ...

ماهرویا! روی خوب از من متاببی‌خطا کشتن چه می‌بینی صوابدوش در...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دلو آتش هجر جگر سوز تو دود افکن...

اینجا عجیب طعم هوا فرق میکنداصلا نبات شهرشما فرق میکندوقتیکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط