{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی

در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
این همه دوری و پرهیز و تکبر چه کنی

حد و اندازه ی هر چیز پدیدار بود
مبر از حد صنما سرکشی و کبر و منی

از پی آنکه قضا عاشق تو کرد مرا
این همه تیر جفا بر من مسکین چه زنی

از غم تو غنیم وز همه عالم درویش
نیست چون من به جهان از غم درویش غنی

مکن ای دوست تکبر که برآرم روزی
نه ختن ماند و نه نیز نگار ختنی

این دم از عالم عشق است به بازی مشمر
گر به بازی شمری قیمت خود می شکنی

گر توخواهی که چو عطار شوی در ره عشق
سر فدا باید کردن تو ولی آن نکنی

شاعر : عطار نیشابوری
دیدگاه ها (۲)

در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی.؛؟این همه دوری و پرهیز و ت...

قبر عطار نیشابوری فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم ...

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شودچون تو در کس ننگری کس ب...

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شودچون تو در کس ننگری کس ب...

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستبیا بیا که غلام توام بیا ای د...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست...

‍ #شعر#انتظارجانا ز #فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم #عشق...

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا راتا کی کنیم بی تو صبری که نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط