گایز امشب ، شب تولد کسی عه که با هلو برادر گفتنش دیوونش ش

گایز امشب ، شب تولد کسی عه که با هلو برادر گفتنش دیوونش شدیم ، با لجبازی و شرور بازیاش حرسمونو دراورد ولی باز دیوونش یعنی دیوونه ترش شدیم ، با خنده هاش خندیدیم و میخندیم و با گریه هاش گریه کردیم و خدا نکنه گریه کنه که میمیریم :"( ، کسی که گفت عاشق پارسیاست ، کسی که عاشق گربه هاست و خودشم مثل گربه ها ملوسه ، کسی که عاشق اینه جیگربازی دربیاره و دخترارو روانی خودش کنه ، کسی که مهربون ترین قلب دنیا رو داره و همه کار میکنه که کسی ناراحت نباشه ، کسی که با اون چشمای سگ دار و وحشیش ادمو مست خودش می کنه ، کسی که من شخصا ومپایردایریز رو سرویس کردم از بس دیدم و صدبار فیلم رو به عقب برمیگردونیم تا هلو برادر گفتنش رو از اول ببینیم ، عاشق اونجاییم که ادای کاترین رو با جمجمه درمیاره و از اونجایی متنفریم که الینا میزنه تو گوشش ، اخه من دیه چی بگم از این ادم و ایان خیلی خوش حالم و ممنونمت که تو کراشمی ، کسی که هرچه قدر هم پیر بشه باز واس ما جذابه *- -*
دیدگاه ها (۴)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

ادامه سناریو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

برادر ناتنی

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

ابلیس

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط