ای دلیل نفسم ، بی تو دلم غم دارد

ای دلیل نفسم ، بی تو دلم غم دارد
بعد چشمان تو این شعر هِجا کم دارد

دم به دم یاد تو آوار شود بر سر من
نیستی هر شب من حادثه ی بم دارد

پشت این پنجره تنهایی من بُغ کرده
بعد تو خانه دگر رنگ جهنم دارد

گر نشانم ز همه شهر بپرسی گویند
دیده چون کاسه خون ،پیکره ای خم دارد

بی تو جنگ است میان دل من با غم تو
سینه هر شب هوس خطّ مُقدّم دارد

آنقدر از پس این پنجره ها چشم دوید
که خیابان به خدا شرم ز چشمم دارد
دیدگاه ها (۲)

بر سر تربت ما چون گذری...

جاده بی راهه

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ترانه عشق

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط