مادر قدیم :گویند مرا چو زاد مادر/پستان به دهان گرفتن آموخ
مادر قدیم :گویند مرا چو زاد مادر/پستان به دهان گرفتن آموخت@شبها بر گاهواره ی من/بیدار نشست و خفتن آموخت@دستم بگرفت و پا به پا برد/تا شیوه ی راه رفتن آموخت@یک حرف و دو حرف بر زبانم/الفاظ نهاد و گفتن اموخت@لبخند نهاد بر لب من/بر غنچه ی گل شکفتن آموخت@پس هستی من ز هستی اوست/تا هستم و هست دارمش دوست
مادر جدید :گویند مرا چو زاد مادر/روی کاناپه لمیدن آموخت@شبها بر ماهواره تا صبح/بنشست و کلیپ دیدن آموخت@بر چهره سبوس و ماست مالید/تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت@بنمود تتو دو ابروی خویش/تا رسم کمان کشیدن آموخت@هر ماه برفت نزد جراح/آیین چروک چیدن آموخت@دستم بگرفت و برد بازار/همواره طلا خریدن آموخت@با قوم خودش همیشه پیوند/از قوم شوهر بریدن آموخت@آسوده نشست و با اس ام اس/جکهای خفن چتیدن آموخت@چون سوخت غذای ما شب و روز/از پیک مدد رسیدن آموخت
مادر جدید :گویند مرا چو زاد مادر/روی کاناپه لمیدن آموخت@شبها بر ماهواره تا صبح/بنشست و کلیپ دیدن آموخت@بر چهره سبوس و ماست مالید/تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت@بنمود تتو دو ابروی خویش/تا رسم کمان کشیدن آموخت@هر ماه برفت نزد جراح/آیین چروک چیدن آموخت@دستم بگرفت و برد بازار/همواره طلا خریدن آموخت@با قوم خودش همیشه پیوند/از قوم شوهر بریدن آموخت@آسوده نشست و با اس ام اس/جکهای خفن چتیدن آموخت@چون سوخت غذای ما شب و روز/از پیک مدد رسیدن آموخت
- ۳.۸k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط