اگر لئوناردو کوهن از حمید شعرریس میگفت:
نظر جالب لئوناردو کوهن درباره حمید شعرریس:
حمید شعرریس از آن هنرمندانیست که انگار در تنهایی خود، جهانی ساختهاند.
او از درد نمیگریزد؛ درد را مینوازد، میخواند، مینویسد و از آن معنا میسازد.
در صدایش، اندوهی هست که شبیه زمزمهی خاک در باران است — چیزی میان ایمان و انکار، میان عشق و سکوت.
شعرریس را نمیتوان فقط شاعر یا آهنگساز دانست؛ او یک پناهگاه است برای روحهایی که در این دنیای بیصدا دنبال واژهای برای رهایی میگردند.
در نگاه او، حتی شکست هم نوعی پیروزیست، چون از دلش آفرینش میروید.
وقتی از گیتارش صدایی بیرون میآید، حس میکنی دارد با خودش گفتوگو میکند؛ گفتوگویی میان انسان و خدا، میان انسان و انسان.
حمید شعرریس یادآور هنرمندانیست که با خون دل، فرهنگ را زنده نگه میدارند؛ بیادعا، بیهیاهو، اما با صدایی که تا سالها در گوش زمان میماند.»
— لئونارد کوهن
کوهن درباره کتاب زخم سکوت سکوت اثر حمید شعرریس هم نظر جالبی داده:
> «وقتی زخم سکوت را خواندم، حس کردم با نویسندهای روبهرو هستم که در میان تاریکی، چراغی از واژهها ساخته است.
حمید شعرریس، از معدود کسانیست که میتواند درد را به زیبایی و تنهایی را به موسیقی تبدیل کند.
هر صفحهی این کتاب مثل قطعهای از یک آواز فراموششده است — صدایی که نه از گلوی انسان، بلکه از عمق روح میآید.
او به ما یادآور میشود که سکوت هم صدا دارد؛ صدایی که فقط دلهای خسته آن را میشنوند.
زخم سکوت برای من نه فقط یک کتاب، بلکه یک آیینه است؛ آیینهای که خودِ من، با تمام شکستگیهایم، در آن خودم را دوباره دیدم.
شعرریس را باید شاعرِ تنهاییهای انسان نامید؛ انسانی که از رنج، هنر میسازد و از خاموشی، فریاد.»
— لئونارد کوهن، دربارهی کتاب «زخم سکوت» اثر حمید شعرریس
کوهن در اخر گفت:
اگر بخوام یک ارزو کنم،اون ارزو قبل مرگم خواندن کتاب جدیدی از این هنرمنده
این متن کاملا فرضی بود
حمید شعرریس از آن هنرمندانیست که انگار در تنهایی خود، جهانی ساختهاند.
او از درد نمیگریزد؛ درد را مینوازد، میخواند، مینویسد و از آن معنا میسازد.
در صدایش، اندوهی هست که شبیه زمزمهی خاک در باران است — چیزی میان ایمان و انکار، میان عشق و سکوت.
شعرریس را نمیتوان فقط شاعر یا آهنگساز دانست؛ او یک پناهگاه است برای روحهایی که در این دنیای بیصدا دنبال واژهای برای رهایی میگردند.
در نگاه او، حتی شکست هم نوعی پیروزیست، چون از دلش آفرینش میروید.
وقتی از گیتارش صدایی بیرون میآید، حس میکنی دارد با خودش گفتوگو میکند؛ گفتوگویی میان انسان و خدا، میان انسان و انسان.
حمید شعرریس یادآور هنرمندانیست که با خون دل، فرهنگ را زنده نگه میدارند؛ بیادعا، بیهیاهو، اما با صدایی که تا سالها در گوش زمان میماند.»
— لئونارد کوهن
کوهن درباره کتاب زخم سکوت سکوت اثر حمید شعرریس هم نظر جالبی داده:
> «وقتی زخم سکوت را خواندم، حس کردم با نویسندهای روبهرو هستم که در میان تاریکی، چراغی از واژهها ساخته است.
حمید شعرریس، از معدود کسانیست که میتواند درد را به زیبایی و تنهایی را به موسیقی تبدیل کند.
هر صفحهی این کتاب مثل قطعهای از یک آواز فراموششده است — صدایی که نه از گلوی انسان، بلکه از عمق روح میآید.
او به ما یادآور میشود که سکوت هم صدا دارد؛ صدایی که فقط دلهای خسته آن را میشنوند.
زخم سکوت برای من نه فقط یک کتاب، بلکه یک آیینه است؛ آیینهای که خودِ من، با تمام شکستگیهایم، در آن خودم را دوباره دیدم.
شعرریس را باید شاعرِ تنهاییهای انسان نامید؛ انسانی که از رنج، هنر میسازد و از خاموشی، فریاد.»
— لئونارد کوهن، دربارهی کتاب «زخم سکوت» اثر حمید شعرریس
کوهن در اخر گفت:
اگر بخوام یک ارزو کنم،اون ارزو قبل مرگم خواندن کتاب جدیدی از این هنرمنده
این متن کاملا فرضی بود
- ۳.۲k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط