{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه دیدار‌نزدیک است؛

لحظه دیدار‌نزدیک است؛
باز من دیوانه‌ام، مستم!
باز می‌لرزد دلم، دستم!
باز گویی درجهان دیگری هستم...
های!
نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ!
های!
نپریشی صفای زلفکم را، دست!
آبرویم را نریزی، دل!
ای نخورده مست!
لحظه دیدار نزدیک است..
دیدگاه ها (۱)

رمان سومپارت دهم 😳بسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> د...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

Twenty four

پارت ۱

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁰_امشب شام توی سالن غذا‌خوری سرو میشه...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط