{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

100% بخووووووووونید :دختری سوار تاکسی شد و کنار یک روحانی

100% بخووووووووونید :دختری سوار تاکسی شد و کنار یک روحانی جوان و زیبا نشست او به روحانی نظر داشت ولی روحانی جوان از قصد دختر با خبرشد و زود پیاده شد... راننده تاکسی که متوجه شده بود به دختر جوان گفت: روحانی شبها درقبرستانی مشغول عبادت است..تو امشب با لباس فرشتها برو و بگو من از طرف خدا آمده ام... دختر جوان رفت و نصفه شب که روحانی مشغول دعا بود به پیش او رفت و درخواست خود را در لباس فرشته گفت... روحانی با هزار زور قبول کرد.. وقتی که کارشون تموم شد دختر ماسک خود را برداشت و گفت: سوپرایز... ! من همون دختر توی تاکسیم....!!!! روحانی هم ماسک خود را برداشت و گفت: زرشک!!! منم راننده تاکسیم..!!!
دیدگاه ها (۹)

اگه مجبور باشم صددرصد

لایک نمیخوام فقططططط کامنت؟؟؟

از این به بعد کسی دیگه باهام شوخی نمیکنه...ولا دل خورش میکن...

واقعا ها...تاحالا به پست من خورده

قلب های تپنده"میکشم، کسی رو که قصد آسیب به دخترم پیدا کنه." ...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

دختری سوار تاكسي شد و کنار يك روحاني جوان و زيبا نشست او به ...

100% بخووووووووونید :دختری سوار تاكسي شد و کنار يك روحاني ...

100% بخووووووووونید :دختری سوار تاكسي شد و کنار يك روحاني جو...

دختری سوار تاكسي شد و کنار يك روحاني جوان و زيبا نشست او به ...

:دختری سوار تاکسی شد و کنار یک روحانی جوان و زیبا نشست او به...

100% بخووووووووونید :دختری سوار تاکسی شد و کنار یک روحانی جو...

دختری سوار تاكسي شد و کنار يك روحاني جوان و زيبا نشست او به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط