{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروا

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروا
نرم نرمک دل به او بستم نمیدانم چرا
با پیامی دل زمن برد آن صبای صبح خیز
با محبت کرد قلبم را به عشقش مبتلا
من نبودم اهل تسبیح و روایت لیکن او
کرده شیدای حدیث و معرفت قلب مرا
شعرهایم ناقص و بی ارزشند و کم فروغ
میکند تایید و میگوید به شعرم مرحبا
گر کسی پرسد زمن از او چه میدانی؟ بگو
گویمش مجنون اشعار من است آن با صفا
آرزومندم بگیرم تنگ در آغوش خویش
تانگردد بعد ازاین دین ودلی از هم جدا
ای رفیقان طریقت چند ماهی می شود
دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروا
دیدگاه ها (۲)

باورت شد عشق اینجا ذلت است؟؟ عاشقی سوزاندن حیثیت است؟؟؟باورت...

چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیده ایم...که مبادا کسی آنرا بدز...

پــــلاککوچـــه حـــتــــی آدرسخانـــــه ام را عـــــوض کــر...

سلامتــــــــــــــــی کسی کهعشق 《بود》 نفس 《بود》 ...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروا نرم نرمک دل به او ب...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروا نرم نرمک دل به او بستم نمی...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط