دیری است مانده یک جسد سرد

دیری است مانده یک جسد سرد
در خلوت کبود اتاقم!
هر عضو آن
ز عضو دگر دور مانده است ،
گویی که قطعه ، قطعه‌ی دیگر را
از خویش رانده است...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

جاده بی راهه

پارت دوم: کلیدِ طلایی قفل در قفلپیام رمزی روی صفحه‌ی رادیو ث...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

فردا فردا کردن

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط