{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

---

---

نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت را خواندم و گفتم «این بار فرق دارد»، و او لبخند زد، همان لبخندی که هزار بار بر لب هزاران غریبه دیده بودم.

فکر می‌کردم جای زخم‌هایم را می‌داند، برای همین پناهش گرفتم. اما او انگشت‌هایش را روی هر زخم کهنه‌ام گذاشت و با نوک ناخن فشار داد، آن‌قدر که خون تازه از زیر پوستِ مُرده‌ام جاری شد. گفت می�خواهد عمق درد را بفهمد. فهمید. و رفت.

آدم‌ها برای دلشکستگی‌ات به تو نزدیک می‌شوند، نه برای التیامت. آن‌ها تشنه‌ی تماشای فروپاشی‌اند؛ می‌خواهند ببینند چه کسی از آن‌ها مقاوم‌تر است و خرد می‌شود. این بزرگ‌ترین فریب است: باور کنی که برای آمدنت آمده‌اند، در حالی که برای تماشای رفتنت صف بسته‌اند.

حالا قلبی دارم که دیگر تپش ندارد. می‌زند، اما برای ادامه‌ی حیاتِ این جسدِ راه‌رونده. نه برای عشق، نه برای امید، نه برای آن رویای ساده‌ی کودکی که می‌گفت «آدم‌ها خوبند».

من مُردم در همان لحظه‌ای که فهمیدم فرقی با بقیه ندارد. فرقی ندارد. و این وحشتناک‌ترین بخشِ زندگیِ جسدگونه‌ست: این که بدانی دیگر هیچ‌چیز نمی‌تواند تو را بلرزاند، چون سخت‌ترین تکان را خورده‌ای: تکانِ این باور که «او فرق دارد».

و حالا فقط راه می‌روم. برای آن‌هایی که به دیدنِ این جسدِ متحرک نیاز دارند تا خود را زنده‌تر حس کنند. و گاه، در خلوتِ شب، به دیوار تکیه می‌دهم و با خود زمزمه می‌کنم: «چه ساده گول این لبخند را خوردم... چه ساده فکر کردم این بار، این یکی، فرق دارد.»

اما نه. هیچ‌کس فرق ندارد. جز من که هنوز، بعد از این همه، انتظار فرق داشتن را دارم. شاید این، بزرگ‌ترین شکستِ یک جسدِ زنده باشد: امید در آن تار و پودش، حتی وقتی همه‌ی رگ‌هایش پاره‌ست، دوام می‌آورد. تا شکنجه‌ام کند.

و تو، ای که می‌خوانی، اگر روزی دیدی جسدی نشسته بر لبِ بام و به افق خیره‌ست، بدان که هنوز دارد برای کسی که نمی‌آید، نسیمِ عبور را به جای نفسِ گرمِ او غنیمت می‌شمارد.

این زندگیِ پس از مرگِ عاطفی‌ست. تلخ، سرد، و بی‌پایان
دختر جنوبی 💔
غم تاابد 💔
@zeinab3124.
دیدگاه ها (۰)

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

مرد بی رحم

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

فنچ، جواهری کوچک و پرجنب‌وجوش در دنیای #پرندگان است. او با آ...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

🥀 در دفترِ خاطره‌ی ما، نامِ# کودکانِ مدرسه شجره طیبه میناب ب...

مغز منکر زخمی انکار آینه چسب بی زخم

آی زنده باد💕خبر رسید خیلی ها رو ازلب مرز گرفتیداگر اونجا کسی...

و این بخشی از چهره‌ی بی‌رحمانه‌ی دنیا بود که دخترک را این‌گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط