تو بگو دل...

تو بگو دل...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم
تو بگو عشق که مـن عــاشقی آغــاز کنم


تو بگو راز که من بشکنم این قفلِ سکوت
سرِ صحبت به تـو ای محـرمِ دل باز کنم


تو بگو نـاز کـه بـا قیــمت جـان مشتریم
داده دستــور دلــم ســوی ِتــو پرواز کنم


تو بگو آه که مـن خستــه ام از دربه دری
دلِ ویـران شده را بــا تــو سرافــراز کنم


تو بگو غم که من از قِصه ی پر غُصه پرم
تو بیـا تــا کـه خــوشی را به دل آواز کنم


تو بگو بخـت کــه افتـــاده گره پشت گره
با تــو حتـما گـــره از فــالِ سیـــه باز کنم


تو بگو شعر که من شاعر تو سنگ صبــور
آمــدم بـــا غــزلی عشق خـــود ابـراز کنم
دیدگاه ها (۰)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

مگذار دل از غصه پریشان شود ای عشقکاشانه ام از هجر تو ویران ش...

عاشقانه های شبنم

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

▦🦋▦🦋▦♥▦🦋▦🦋▦🦋▦باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با...

فراتر از خویش

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط