🌹شعر حافظ شیرازی....🌹

🌹شعر حافظ شیرازی....🌹

ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می می خواهم و مطرب که می گوید رسید

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام
بار عشق و مفلسی صعب است می باید کشید

قحط جود است آبروی خود نمی باید فروخت
باده و گل از بهای خرقه می باید خرید

گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همی کردم دعا و صبح صادق می دمید

با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشه ای بویی شنید

دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامه ای در نیک نامی نیز می باید درید

این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید

عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید

تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون می چکید

🌹شاعر حافظ شیرازی🌹
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به جانانم:🧿💜💕ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزیدوجه می می‌...

سلام آقا

🌹شعر حافظ شیرازی....🌹

🌹شعر حافظ شیرازی.....🌹 عید است و آخر گل و یاران در انتظار س...

...کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوستگشت هر گوشهٔ چشم از غم د...

🌹شعر حافظ شیرازی....🌹جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشیدهلال...

روزی ناصر الدین شاه علما و ادیبان را گرد هم می آورد و از آنه...

روزی ناصر الدین شاه علما و ادیبان را گرد هم می آورد و از آنه...

روزی ناصر الدین شاه علما و ادیبان را گرد هم می آورد و از آنه...

حکایت:روزی ناصر الدین شاه ، علما و ادیبان را گرد هم می آورد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط