شهید مرتضی مطهری وصیت فاطمه به علی در دفن وی در هنگام شب

شهید مرتضی مطهری وصیت فاطمه به علی در دفن وی در هنگام شب را سیاستی برای ممانعت از حضور کسانی در مراسم تدفین می‌داند که به گفته مطهّری دشمنان فاطمه بودند:
«علی جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمی‌خواهم کسانی که به من ظلم کرده‌اند در تشییع جنازه من شرکت کنند.»
تاریخ کارش همیشه لوث است. افرادی جنایتی را مرتکب می‌شوند و بعد خودشان در قیافه یک دلسوز ظاهر می‌شوند برای اینکه تاریخ را لوث بکنند.
عین کاری که مأمون کرد: امام رضا را شهید می‌کند، بعد خودش بیش از همه مشت به سرش می‌زند و فریاد می‌کند و مرثیه سرایی می‌نماید،
و لهذا تاریخ را در ابهام باقی گذاشته که عده‌ای نمی‌توانند باور کنند که مأمون بوده است که امام رضا را شهید کرده است ، این لوث تاریخ است.
زهرا برای اینکه تاریخ لوث نشود فرمود مرا شب دفن کن.
لااقل این علامت استفهام در تاریخ بماند: پیغمبر یک دختر که بیشتر نداشت،چرا باید این یک دختر شبانه دفن بشود و چرا باید قبرش مجهول بماند؟!
این بزرگترین سیاستی است که زهرای مرضیه اعمال کرد که این در را به روی تاریخ باز بگذارد...
دیدگاه ها (۳)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

💢 احمد بابایی چندین قسم خورد تا جان کلامش را در یک بیت بگوید...

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

برخی انقلابیون دقیقا همون جوری با امام شهید رفتار کردن

🔴 آنها که گمان می‌کنند می‌توانند از طریق مذاکره، مشکلی را با...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول : سالروز رحلت شهادت حضرت فاطم...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: امام رضا (ع) (بخش سوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط