شعر روضه #حضرت_زهرا (س)

شعر روضه #حضرت_زهرا (س)

ویران شود آن کوچه که مادر زمین خورد
بین گذر با دیده های تر زمین خورد

زهرا و حیدر آینه بودند، هم را
زهرا زمین که خورد، پس حیدر زمین خورد

در سر وقار مرتضی را با خودش داشت
بدشد، میان جمعیت با سر زمین خورد

اهل زنا که صحبت از دینِ خدا کرد
هم حرمت محراب، هم منبر زمین خورد

میگفت اگر صدیقه ای، شاهد بیاور
چه طعنه ها از مردم این سرزمین خورد

حوریه ای که با تلنگر لطمه می دید
با پا لگد که خورد محکمتر زمین خورد

هرجا پیمبر بوسه اش میزد کبود است
یعنی سفارش های پیغمبر زمین خورد

طفلی حسن در کوچه خیلی دست و پا زد
تا پا شود مادر، ولی آخر زمین خورد

این رفتن و این آمدن، چه دردسر داشت!
یک گوش سنگین شد، دوتا گوهر زمین خورد

خیلی دلش میخواست که زینب نفهمد
اما، نرسیده به پشت در زمین خورد

یک روز زیر دست و پا مادر زمین خورد
یک روز زیر دست و پا دختر زمین خورد

زهرا زمین که خورد، بامعجر زمین خورد
زینب ولی، صدبار بی معجر زمین خورد
لبیڪ‌یاــ۸ـحسینــــــــــ۸ــ(ع)

پیج عاشقان بےبےرقیہ(س)

□□□□□□□□□□□□□□□□□□□
http://line.me/ti/p/%40ceb2331h
□□□□□□□□□□□□□□□□□□□
کانال عاشقان اباعبدالله(ع)
https://telegram.me/joinchat/CUeYnz1ZcIs-KxVCAh6DGg

لینک ما را به اشتراک بذارین
(کپی بدون ذکر منبع پیج ما جایز نیست)
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

💔😭🖤🏴یه نخ چادر مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها را به عالم ن...

🥀🖤😭 مادر… ما رو روز محشر تنها نذاری! 😭🖤🥀💔🌹 مادر، به تپش‌های ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط