Manoraᥫ᭡ᵕ̈ ☘☄︎chapter 1

#Manora
☪︎Part⁶

( یوری € _ آیوا £ _ جی هی×_مون هی&_یارین+_گیورو-_آنیا~) اگه هم کسی باشه مثل دکتری، پلیسی، کلا ادم های متفرقه با این علامته /)
🥂ویو مون هی
چی شد؟! °^° من دیگه نزدیک کوچه شدمه که
وایسادم
& واسه چی رفتی اونور
+ یکی از بادیگارداش شک کرد مجبور شدم بیام این سمت
& ولی من دیگه نزدیک کوچم
+ چییی... سریع برگرد زود باش
& اوک اوک هولم نکن..
+مواظب باش اونا خیلی تیزن
& اوک دارم برمیگرد..
/ ببخشید.
& ... °~°
/ببخشید خانم..
اروم اروم اروم...
& بله؟
/ ببخشید شما اینجا زندگی میکنین؟
& خب...
میخواستم بگم نه که نگام به ساختمون درحال ساخت رسید.. یادم روآ میخواست داخل این محله یه خونه اجاره کنه.. اره خودشه
& خب... نه ولی دارم اسباب کشی میکنم
/ میتونم بپرسم خونتون کدومه
& اون
و با دستم به اون ساختمون اشاره کردم..
/ ولی اون ساختمون هنوز مونده تا درست بشه
& درسته منم اومده بودم یه نگاه بندازم
/ *با حالت مشکوک* پس چرا برگشتین؟
& یه مشکلی واسم پیش اومده باید برم نمیدونستم باید از کسی برای رفت و امدم اجازه بگیرم
اونم که انگار خیالش تقریبا راحت شده بود
/ نه خانم این چه حرفیه فقط ما رئیسمون خیلی دیر کرده باید پیگیر باشیم . بازم ببخشید
و رفت
& هوفففف نزدیک بودا
+ چشید؟
& عهه روشنه..
+ بله.. همه حرفاتم شنیدم *با خنده*
& الکی نیست که استاد پیچوندنم😌🤌
+ اوک استاد زود بیا
& اوک اومدم
قطع کردن و سریع رفتم پشت کوچه
+ اومدی..بیا.. بیا اینو بلند کنیم
& با این لباسا.. شک نمیکنن
+ پوفف اره یادم رفت... لباس اوردی؟
& اره.. بیا
و از کوله لباس و دادم دستش و لباس خودمم پوشیدم
وقتی پوشیدیم
با هم بلندش کردیم و گذاشتیمش وسط خودمون چون اگه بلندش میکردیم شک میکردن پس جوری رفتار کردیم که انگار
سه تا ادم عادی داریم راه میریم ولی وقتی داشتیم از جلوی کوچه رد میشدیم صدای زنگ موبایل اون غول بلند شد
با هول دست کردم داخل جیبش که یه دفعه
/ اهای شما... * با داد*
خشکمون زده بود..
+ گاومون زایید
& چند قلو هم زایید
سریع دویدیم سمت ون، در و باز کردم و پرتش کردیم داخل
درو بستم و نشستیم جلو
ولی وقتی نشستیم همون لحظه دوتا ون با سرعت از کوچه زد بیرون، داشتن میومدن سمت ما
+برو مون هی برو.... زود باشش
& سریع استارت زدم و دنده عقب میرفتم، نگاه من به جلو بود و نگاه یارین به جلو همینطور میومدن سمت ما و من عقب میرفتم که...

اسلاید ۲ استایل یارین🥂
اسلاید ۳ استایل مون هی💫
دیدگاه ها (۹)

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

کپشنننن برای گلیااا😌💅🏻عروسک من😈🔞پارت شصت و هفتیهو به عقب کشی...

My dady پارت⑤_بد نیست+هییی چی میگی اون خوشگلترین دختر تو کلا...

مربی موتور سوار

عشق اول

Part ²⁷ویو لیلی جونگکوک داشت رانندگی میکرد که یهو یه ماشینی ...

رمان عشق ممنوع

Do I love him, or do I hate him?P¹⁶فکر نکنم جینا فهمیده باشه...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط