𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 018
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نصفه شب بود که که احساس تشنگی کردم و بیدار شدم
اروم اروم از رو پله ها اومدم پایین به سمت اشپزخونه رفتم
زشت بود در یخچالشونو باز کنم ؟ نه بابا زشت نیست که فدا سرم اصلا
با بیخیالی در یخچال و باز کردم و یه لیوان برداشتم اب ریختم توش تا خواستم ابمو بخورم دستی دور کمرم حلقه شد
یا خدا، اشکال نداره دختر اروم باش چیزی نیست فقط بکشش
تا خواستم برگردم بزنم با شنیدن صدای اون کره بز اروم شدم"
_هیس چرا ترسیدی سلیطه
اخمی کرد و با حرص خواستم دستشو از دور کمرم بردارم که بدتر گرفتتم"
_ولم کن کره بز
لبخندی زد و گفت"
_میدونستی خیلی سـlیطه ای
_گفتم ولم کن کره بز
اخمی کرد و لب زد"
_دیگه زیادی پرو شدی بچه پرو
با حرص موهاشو کشیدم و جیغ زدم"
_مرتیکه یابو به کی گفتی بچه پرو
اخی گفت با درد لب زد"
_ای ولم کن دختره سلیطه سرم
خواستم بدتر موهاشو بکشم که با شنیدن صدای هِری قبض روح شدم
زیر لب گفتم"
_چه چصی بخوریم الان
با خونسردی لب زد"
_ مگه داریم چیکار می کنیم
_من -تو- داخل -اشپزخونه- تنها - یکم ضایع نیست ؟؟؟
_نه چون کاری که نکردیم توعم اومدی اب بخوری
با یاد اوری اب یادم اومد چقدر تشنه بودم رفتم اب و برداشتم تا ته خوردم و........
_______________
دیگه نمیخوام شرط بذارم هرروز ی پارت میدم دخترا
______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 018
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نصفه شب بود که که احساس تشنگی کردم و بیدار شدم
اروم اروم از رو پله ها اومدم پایین به سمت اشپزخونه رفتم
زشت بود در یخچالشونو باز کنم ؟ نه بابا زشت نیست که فدا سرم اصلا
با بیخیالی در یخچال و باز کردم و یه لیوان برداشتم اب ریختم توش تا خواستم ابمو بخورم دستی دور کمرم حلقه شد
یا خدا، اشکال نداره دختر اروم باش چیزی نیست فقط بکشش
تا خواستم برگردم بزنم با شنیدن صدای اون کره بز اروم شدم"
_هیس چرا ترسیدی سلیطه
اخمی کرد و با حرص خواستم دستشو از دور کمرم بردارم که بدتر گرفتتم"
_ولم کن کره بز
لبخندی زد و گفت"
_میدونستی خیلی سـlیطه ای
_گفتم ولم کن کره بز
اخمی کرد و لب زد"
_دیگه زیادی پرو شدی بچه پرو
با حرص موهاشو کشیدم و جیغ زدم"
_مرتیکه یابو به کی گفتی بچه پرو
اخی گفت با درد لب زد"
_ای ولم کن دختره سلیطه سرم
خواستم بدتر موهاشو بکشم که با شنیدن صدای هِری قبض روح شدم
زیر لب گفتم"
_چه چصی بخوریم الان
با خونسردی لب زد"
_ مگه داریم چیکار می کنیم
_من -تو- داخل -اشپزخونه- تنها - یکم ضایع نیست ؟؟؟
_نه چون کاری که نکردیم توعم اومدی اب بخوری
با یاد اوری اب یادم اومد چقدر تشنه بودم رفتم اب و برداشتم تا ته خوردم و........
_______________
دیگه نمیخوام شرط بذارم هرروز ی پارت میدم دخترا
______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۲.۳k
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط