{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار از دلِ ظهرهای قدیم درآمده باشد؛

انگار از دلِ ظهرهای قدیم درآمده باشد؛
صدای کندِ بخارِ قوری،
سایه‌ی گلدان‌ها روی فرشِ رنگ‌پریده،
بوی بهارنارنج که یادِ روزهای بی‌دغدغه را زنده می‌کند
هر برگ می‌رقصد، و هوا مستِ عطرِ
پرتقال و خاطره‌ی زعفران است؛ زمانی که دنیا
هنوز آرام‌تر نفس می‌کشید 📻🍊

⌜ @rasta_3831 ༢ ⌟☘️🌷


#رسقا #طبیعت #نوستالژی
#ویسگون #انرژی_مثبت
#سبز #چِ‌جانَم #حس_خوب
#زندگی #امید #صبح_بخیر
#شاعرانه #کپشن #هنری
دیدگاه ها (۲)

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

می گویند دنیا کوچک است. پس چطور در این همه کوچکی اش گم شدم؟ ...

💚🩵 از دوست حرف می‌زنماز #رفیق...از تویی که حضورت، حال مرا و ...

می گویند دنیا کوچک است. پس چطور در این همه کوچکی اش گم شدم؟ ...

سلام رفقا؛ متن زیرراهم بخونید👇👇👇👇دختری از خانواده ای آبرومند...

مریم یوسفی

درست چنین روزهایی بود، دوران طلایی و شیرین کودکی. روزهای پای...

چشم هایم را میبندم!در میانسالگی هایم ، در آشپزخانه چای دم می...

شهرام گراوندی

پرسیده بودم چه بویی پرتتان می‌کند به روزهای بچگی؟ جواب داده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط