#خاطرات_شهید

#خاطرات_شهید

●وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گوشه ای از خیابون کشیدیم، یک پیرمرد اومد گفت:
خوب شد همینو می خواستی؟ به تو چه ربطی داشت که دخالت کردی؟
علی با همان بدن بی جان گفت:
حاج آقا فکر کردم دختر شماست، من از ناموس شما دفاع کردم. #شهید_علی_خلیلی
#ما_ترکناک_یا_بن_الحسین

‎ #TheGreatKhamenei #بسیج #سپاه
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 18چند روز از اون ماجرا گذشت و رینا هنوز توی خ...

#خاطرات_شهید 🌹وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گوشه ای از ...

وقتی ضارب علی رو با چاقو زد ما پیکر غرق خونش رو به کناری کشی...

پیرمرد اومد گفت:خوب شد همینو می خواستی؟ به تو چه ربطی داشت ک...

#غــــیـــرت❣ 👌 👇 ✍ وقتے ضارب علی رو زد و ما اون رو به گ...

شهید علی خلیلی

شهیدغیرت وطن

شهید امر به معروف و نهی از منکر علی خلیلی وقتی ضارب علی را ب...

شهدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط