{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 18

چند روز از اون ماجرا گذشت و رینا هنوز توی خونه جین زندگی می‌کرد

هر روز سعی می‌کرد خودش رو مشغول کنه تا کمتر به شوگا فکر کنه اما مگه می‌شد

هنوزم هر شب قبل از خواب چت هاشون رو می‌خوند و با اشک گوشی رو کنار می‌ذاشت

اون طرف شوگا عکس ها رو به بقیه اعضا نشون داده بود

جیمین با ناراحتی گفت

یعنی واقعاً رینا همچین کاری کرده

شوگا با سردی جواب داد

خودت عکس ها رو دیدی دیگه چی می‌خوای بدونی

جونگکوک گفت

ولی رینا هیچوقت اینجوری به نظر نمی‌رسید

شوگا با عصبانیت گفت

پس لابد من اونو بهتر از شما نمی‌شناختم

جین که چند روزی بود کمتر با اعضا حرف می‌زد گفت

شاید بهتر باشه قبل از قضاوت کردن یه بارم حرف خود رینا رو بشنوین

شوگا برگشت سمتش

تو هنوزم ازش دفاع می‌کنی

جین جواب داد

من دارم میگم شاید همه چی اونجوری که فکر می‌کنی نباشه

شوگا با تمسخر خندید

تو که همیشه طرف اونو می‌گرفتی معلومه ازش دفاع می‌کنی

جین دیگه چیزی نگفت چون می‌دونست هرچی بگه شوگا باور نمی‌کنه

چند روز بعد رینا برای خرید از خونه بیرون رفت

وقتی از فروشگاه بیرون اومد شوگا رو دید که کنار ماشینش ایستاده

رینا برای چند ثانیه همونجا خشکش زد

شوگا با دیدنش دست به سینه ایستاد و گفت

بالاخره پیدات شد

رینا نگاهشو پایین انداخت و خواست از کنارش رد بشه اما شوگا گفت

اون پسره هم می‌دونه که همزمان با من باهاش بودی یا هنوز بهش نگفتی

رینا وایساد

قلبش از درد جمع شد اما سعی کرد چیزی نشون نده

آروم گفت

لطفاً بذار برم

شوگا با خنده تلخی گفت

چرا ناراحتی مگه خودت همینو نمی‌خواستی

رینا چشم هاشو بست تا اشکاش نریزه

شوگا ادامه داد

می‌دونی چیه رینا من بیشتر از اینکه از کارت ناراحت باشم از خودم عصبانی ام که یه روزی فکر می‌کردم تو با بقیه فرق داری

رینا دیگه نتونست جلوی اشکاشو بگیره

اما فقط سرشو تکون داد و راه افتاد

شوگا پشت سرش گفت

امیدوارم یه روز یکی همون بلایی رو سرت بیاره که سر من آوردی

رینا قدم هاشو تندتر کرد و وقتی به یه خیابون خلوت رسید دیگه نتونست جلوی گریه اش رو بگیره

همون شب اعضا برای تمرین دور هم جمع شده بودن

شوگا هنوز عصبانی بود و هر بار اسم رینا میومد اخماش توی هم می‌رفت

جین دیگه نتونست تحمل کنه و گفت

شوگا تو اصلاً نمی‌دونی چه اتفاقی برای رینا افتاده

شوگا با عصبانیت بلند شد

پس تو می‌دونی آره

جین ساکت شد

شوگا نزدیکش رفت و گفت

پس بگو ببینم چرا هنوز ازش طرفداری می‌کنی

جین به چشم هاش نگاه کرد و گفت

چون برخلاف تو من وقتی دیدم حالش بده به جای اینکه بیشتر اذیتش کنم سعی کردم بفهمم چی شده

شوگا چیزی نگفت

جین ادامه داد

تو فقط چندتا عکس دیدی و همه چیز رو باور کردی حتی یه بارم به این فکر نکردی شاید یه دلیلی پشت رفتنش باشه

شوگا با صدای سردی گفت

برای من دیگه تموم شده

جین با ناراحتی نگاهش کرد

و نمی‌دونست روزی که حقیقت رو بفهمه همین حرفش بیشتر از هر چیزی عذابش می‌ده



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

اون بحرانی

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹رینا گیج شد.رینا: یعنی ...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط