حالا که نیامدم دمت را بفرست

حالا که نیامدم دمت را بفرست

من نیستم آن جا کرمت را بفرست

گفتم که مریضم و دوا می خواهم

پس گرد و غبار حرمت را بفرست
دیدگاه ها (۵)

کلیپ حرم بانوی کرامت

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

❤️خدایاسررشته امورم را به تو سپردم و بر تو تکیه کردم و خود ر...

اگر عشق شهریار را می‌توانستم اندازه بگیرم، می‌گفتم که چقدر د...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

‏نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، در یک واکنش عصبی به خروج دیپلمات‌...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

توی بارون خیلی چیزا عوض میشهمی‌دونی چی میگم❓شااید تا حالا به...

خاطراتِ معلق در نور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط