{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Ice_cold_heart

p⁹

ویو ا.ت:
دستم رو گذاشتم‌رو سینه اش و هلش دادم و سریع از اون کوچه رفتم بیرون انتظار داشتم جلوم رو بگیره، ولی نگرفت برام عجیب بود ولی هیچ چیز عجیب تر از حس الانم نبود و نمیدونستم چطور باید تعریفش کنم یا چطور بهش واکنش نشون بدم اونقدر دویدم که رسیدم به خیابان میونگ دونگ رسیدم باورم نمیشد این همه راه رو دویدم؟؟..حالا هرچی شریع به کای زنگ زدم تا بیاد دنبالم بعد حدود ۱۰ دقیقه رسید و سوار ماشین شدم هنوز قلبم تند میزد بخاطر دویدن که کای گفت...
کای:خانم حالتون خوبه؟؟چیشده؟
ا‌‌.ت:ج..جونگکوک رو د.‌دیدم(آروم اروم)
کای:خانم مطمعنین؟؟
ا.ت:بهم شک داری؟؟(چشم غره)
کای:نه منظورم‌این نبود خانم(سرش رو انداختی پایین)
ا.ت: نمیخوای حرکت کنی؟؟
کای:ا.اها چشم
*ا.ت و کای به سمت خونه حرکت کردن و وقتی رسیدن اگت سریع به اتاقش‌رفت و گذاشت اون بغض لعنتی بترکه..روی زانوهاش خم‌ شد و شروع کرد به گریه کردن..مثل یه بچه ای‌کوچولو گریه میکرد براش غرورش مهم نبود.‌هیچی‌براش مهم‌نبود..حتی براش مهم نبود که کسی صداش رو بشنوه یا نه فقط و فقط میخواست گریه کنه، میخواست خودش رو خالی کنه از هرچی درد و استرس ، هرچیز کوفتیهی..اونقدر گریه کرد که چشمامش روی هم نشست و دیگه هیچی نفهمید،،،

ویو صبح، ا.ت:

با کمر درد ، گردن درد شدیدی از خواب‌پاشدم که دیدم روی زمین خوابیدم‌یاد دیشب افتادم که داشتم گریه میکردم..آخ.. کمرممممم خدا بگم چیکارت نکنه جونگکوک که برای تو کمردرد گرفتممم...آخ ننههه
پاشدم رفتم‌ جلوی آینه که زیر چشمم گود افتاده بود...


من هر وقت قول دادم نتونستم بهش عمل کنم💔🤠
خب از سگ کمترم اگه فردا ۳ پارت ندم🐦‍⬛🐦‍⬛

#کیوت#فیک#بی_تی_اس#جیهوپ#جین#یونگی#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#کیدارما#فیکشن#سرگرمی#بلک پینک#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#رزی#لیسا#جنی#جیسو#کره_ای_جنو_بی#ویسگون#تیک تاک#دنس#کره
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

سناریو مایکی پارت اخر

ادامه سناریو

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

پارت ۴ (سرنوشت)

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط