{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی (درخواستی)

تکپارتی (درخواستی)
هوا سنگین بود.

ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و دست‌هایش را به هم فشار می‌داد
بعد از چند دقیقه قبل هیچ‌کدامشان حرفی نزده بودند.
کوک بالاخره گفت:

کوک:چرا این کارو کردی؟

ا/ت با صدای لرزان جواب داد:

ا/ت:چون فکر کردم حداقل باید حرفمو بشنوی...

کوک:من همیشه حرفاتو می‌شنوم

صدای جانگکوک بلند شد و ا/ت یک قدم عقب رفت.

ا/ت:نه... این‌طور نیست.

چند ثانیه سکوت.

بحث دوباره بالا گرفت و در لحظه‌ای از عصبانیت

جانگکوک کنترل خودش را از دست داد و به صورت ا/ت ضربه زد.

همه‌چیز همان لحظه ساکت شد.

جانگکوک خودش هم خشکش زده بود.

نگاهش روی ا/ت ماند؛ اما ا/ت چیزی نگفت.

فقط دستش را آرام روی صورتش گذاشت و

با چشم‌هایی پر از اشک به او نگاه کرد.

ا/ت:تو الان منو زدی(با یکم گریه بغص)

کوک فوراً اومد جلو میخواست ا/ت رو بغل کنه که

کوک:ا/ت من ببخشید نفسم

ا/ت:نه نزدیک من نشو

صدایش آرام بود، اما همین آرامش بیشتر از هر فریادی درد داشت.

ا/ت:الان چیزی نگو که دیگه نمیخوام ببینمت(با گریه شدید)

اشک از گوشه‌ی چشمش پایین افتاد.

کوک:فرشته من قشنگم ببخشید بیا پیشم

ا/ت:برو اونور نزدیک من نشو

کوک:اشتباه کردم.فدات شم بیا بغلم

ا/ت:تو منو زدی بعد بیام بغلت

کوک به سمت ا/ت حمله کرد و لب هاشو بوس میکرد

ا/ت میخواست از بغلش بیاد بیرون و بوس رو قطع کنه

اما زور کوک بیشتر بود و نزاشت

کوک میدونست ا/ت چطوره اروم میشد

چند دقیقه بعد وقتی که ا/ت اروم شد هنوز کوک رو ا/ت بود

و داشت لب هاشو بوسه های نرم میزاشت

اروم شده بود و کوک بوسه رو پایان داد و تو چشم هاش نگاه

کوک:فرشته من قلبم منو ببخش دستم بشکنه که ترو زدم

ا/ت:خیلی بدی

کوک:چیکار کنم هوم

کوک رو گونه ا/ت رو بوسید اشک هاش رو پاک کرد

کوک پاشد نشست رو صندلی و ا/ت رو بلند کرد گزاشت رو پاهاش

کوک:قشنگم منو بخشیدی

ا/ت:مگه میشه یک خرگوش کیوت رو نبخشم

کوک:خرگوش کیوت😑😑

ا/ت:اهوم🤭

کوک:نزار همین امشب بهت یاداوری کنم که کی خرگوشه کیوته و کوک پاشد

دستش رو زیر رون ا/ت برد بلندش کرد و یک شب رویایی ساختن به به

پایان

یک حمایت به ما نمیرسه جوجه🐥🥺
دیدگاه ها (۲)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:4 بعد چند دقیقه تو راه موندن بلخره رس...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط