مامان بابای عزیزم ، میشه یه ذره از وقتتونو بگیرم؟ آخه به

مامان بابای عزیزم ، میشه یه ذره از وقتتونو بگیرم؟ آخه به اندازه تمام سکوتام حرف دارم :):broken_heart:همیشه بهم طعنه میزدین که با 15_14 سال سنّت با کی حرف میزنی که تا 2_3 صبح بیداری ، ولی هیچ وقت از خودتون نپرسیدین لابد یه دردی داره که از فشار این دردا خوابش نمیبره :):blue_heart:
هیچ وقت به خودتون نگفتین یه بار بشینم پای حرفاشو به جای اینکه به خاطر کارای احمقانش سرزنشش کنم ، بشم سنگ صبورش :) اونقدری بهش آرامش بدم که دیگه درداشو تو خودش نریزه ؛ مگه من ازتون چی خواستم جز یه گوشِ شنوا و یه دل که بشه محرم رازام ؟!😹 💔 مامان خودِ تو ، اصن یه لحظه با خودت گفتی چرا دختر شر و شیطون و همیشه خندونت ، یهویی انقدر گوشه گیر و ساکت شده ؟! گشتی دنبال علتش؟؟
مامانی تو از نظر خودت مادر نمونه ای هستی ، چرا؟! چون ازم کارِ خونه مث غذا پختن و اتوی لباسو این حرفا نمیخوای -.-❤ ️خودتو غرق کردی توی کارای خونه و به اصطلاح خانه داری ! ولی مامانم تو هیچ وقت نفهمیدی که دختر کوچولوت یکم ، فقط یکم توجه میخواد =)🙈
تا اومدم باهات حرف بزنم سرم داد کشیدی که : از آشپزخونه برو بیرون ، دستو پا گیری!!! مامان اصن فهمیدی حس اضافه بودن چقدر میتونه آدمو خورد کنه؟؟؟
و من بازهم مجبور میشدم برم کنج اتاقمو خودمو با دنیای مجازی سرگرم کنم که روزم بشه شبو ، شبم بشه روز 🌓 مامان جون تو هیچ وقت نفهمیدی چرا همه ی آهنگای گوشیم دِپِه! تو نفهمیدی شبا صدای هق هقم توی بالشت خفه میشه ـ البته دروغ چرا!! یه شب فهمیدی دارم گریه میکنم . ازم نپرسیدی چرا داری اشک میریزی، سرم فریاد کشیدی که : چرا آرایشتو پاک نکردی !؟ رو بالشی سیاه شد...
بابایی! توام همینطور. اصلا یادت هست که دختری هم داری ؟!
هیچ وقت با خودتون فک نکردین که چرا دنیای رنگی رنگی این دختر یهویی شد سیاهِ مطلق ! نفهمیدین دخترتون تا چه حد دل نازکُ شکننده شده . اون قدری که با یه بحث کوچولو بغض میکنه و از همه چیز حتی خودش متنفر میشه. فک کنم براتون سخت باشه که بگم ازتون متنفرم ، نه ؟!؟!؟🌝 😻
ولی واقعا ازتون متنفرم و باعث و بانیشم خودتونین.
اصلا شده یبارم شما منو درک کنین بجای اینکه همش من درکتون کنم؟
اصلا شده بزارین کارایی رو که دوس دارم انجام بدم ؟😒
همش برام خودتون تصمیم گرفتین و انتخاب کردین.
پس هیچوقت ازم انتظار نداشته باشین. که دوستون داشته باشم.
دیدگاه ها (۲۸)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

درود بهتون کپشن چک شه!

درود میخوام فیک بنویسم نظرتون راجع این فیکم چیه؟دوسش دارم یا...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

دهه هفتادی بودن....

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

چقدر قشنگ میخونه شادمهر

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط