پارت دو

پارت دو
یه ساعت بعد
جیمین: نامی چرا یونی نیومد
نامی: نمی‌دونم ولی اگر بخوایم بریم دنبالش خودمون هم گم میشیم آنتن هم که نیست
جیمین: متاسفانه گوشیش اینجاست بزار به پلیس زنگ بزنم
نامی: اوکی
دو ساعت بعد
پلیس: شما برین به خونه هاتون فردا میایم پیداش میکنیم
جیمین: یعنی چی آخه کجاست
ویو یون
من توی ماشین خوابم برده بود که اون پسره بیدارم کرد برای اینکه بادیگارد هاش منو نبرن و نکشن دست ته رو سفت گرفته بودم اون یه پارچه آبی خیلی نرم دور چشمام بست تا من جایی رو نبینم
ته: میشه انقدر بهم نچسبی
یون: بخدا نمی خوام بهت بچسبم ولی اگر کشتنم چی
ته: خیلی‌ احمقی خب خودمم میتونم بکشمت
یون: میشه این چیز که رو چشمم هست بردارم
ته: باشه بردار
یون: واییییی چه خوشگله
ته: مامان تو اینجا چیکار می‌کنی
ویو یون
داشتم عمارت رو میدیدم که یه خانم خیلی خوشگل اومد که ته بهش گفت مامان
مامان: خرس عسلی این دختر خوشگل کیه
یون: هه هه خرس عسلی
ته: آره بخند مامان اینم عروست هست مثل بقیشون
یون: مگه تو چندتا زند داری نه صبر کن ببینم گفتی من عروس هستم
مامان: پسرم چند سالشه
یون: من فقط هجده سالمه( بغض )
ته: الکی بغض نکن درست رو همینجا ادامه بده
مامان: پسر میگه هجده سالشه میفهمی
گناه داره زندگیش رو خراب نکن
ته: لطفاً دخالت نکن
ته دست یون رو میگیره میره طبقه بالا
ته: اونا رو میبینی زن من هستن
یون: اونا پنج نفر هستن
ته: با تو میشه ششتا
که یون گریه می‌کنه
میا: داری چیکار می‌کنی ها( این زن ته هست ) این دختر کیه
ته: اینم مثل تو
میا: داری شوخی می‌کنی این خیلی جوون هست
ته: به تو چه
ته رفت
میا: ببخشید که نتونستم نجاتت بدم
یون: حالا چیکار کنم
میا: سعی کن رو حرفاش حرف نزنی ما رو ندزدیده مارو از خانوادمون به زور گرفته ما سعی کردیم تو روش وایسیم ولی
آستین لباسش رو میزنه بالا کبود بود
ته اومد
ته: آره بترس
یون: من می خوام برم پیش خانوادم
ته: نمیشه
یون: من می خوام برممممممممم
ته یدونه میزنه تو گوش دختر چون انگشتر داشت صورت دختر خونی میشه
دیدگاه ها (۲)

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

سناریو #BTS وقتی بچتون میگه مامان مال منه به تو نمیدمنامی: ب...

رمان انتقام ازدواج کامل

شب بی پایان

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

پارت سهسه سال قبلسونی: مامانیی داری چیکار..... مامان چیکار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط