{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخون واقعیه

بخون واقعیه

یکی از پسرای خوشگل محلمون بود باخیلی ها رفیق بود

یکی از دخترای همسایمون ب اسم سوگل ک واقعا دختر سرو ساده و خوشگل و خوبی بود عاشقش شد…

حتی دوستای آراد بهش میگفتن بیخیال این دختر... ولی…

روزی که سوگل باگریه جریان و گفت از آراد متنفرشدم(چون اتفاقی که نبایدبین شون میفتاد افتاد)
چند وقت بعدهم از اون محل رفتن..
چند سال بعد آراد رو دیدم با اینکه سنی نداشت اما موهاش سفیدشده بود!!
میگفت ازدواج کردم خدا یه دختر بهم داد...

هفت سالش بود ک دزدیدنش و جنازشو بهمون دادن
هفت نفربهش تجاوز کرده بودن یادم اومد با هفت تا دختر دست نخورده خوابیدم وقتی توی پزشک قانونی لبهای کبود دخترمو دیدم به این فک کردم چقدر لباش شبیه سوگل بود..
ازم پرسید
سوگل کجاس؟!؟!
گفتم شاید بالاتر از قبر دخترت پیداش کنی هفت سال پیش خودش رو کشت....


این کارا رو نکن...
پس فردا بابا میشی مشتی...
دیدگاه ها (۳)

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

رمان تو خود منی

تک پارتی از جونگکوک.

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط