{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهای

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش باریک و کوتاه بنظرش آمدوغمگین شد.اما شاخ های بلند و قشنگش که دید شادمان و مغرور شددرهمین حین چندشکارچی قصداوکردندگوزن گریخت وچون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید،شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد. صیادان سر رسیدند و او را گرفتند گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغ پاهایم که ازآنها ناخشنود بودم نجاتم دادند،اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم گرفتارم کردند.چه بسا گاهی از چیزهایکه ناشکر و گله مندیم، پله صعودمان باشد و چیزهایکه با آنها مغروریم مایه سقوطمان.
دیدگاه ها (۱)

راز دل با کس نگفتم,,,چون ندارم محرمی.........هرکه را محرم شم...

صبح ما میشد... قشنگ تر از این ها باشد...مثلا از میز صبحانه م...

در تمام کائنات, قویترین آهن ربا احساس شماستاحساس شما قویترین...

. خندیدن یک نیایش است...!!!اگر بتوانی بخندی و بخندانی ،آموخت...

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش ب...

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش ب...

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش ب...

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش ب...

گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش ب...

گوزنی بر چشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش را در آب دید.پاهای...

به داشته های خود قانع باشیمگوزنی بر چشمه ای رفت تا آب بنوشد....

گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خود را در اب دید،...

گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط