نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند

نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند
باده دهد مست کند ساقی خمار مرا

ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن
شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا
دیدگاه ها (۱۰)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

"ما با هم دو استکان چای نوشیدیم"و این جمله شعر نیست،استکان د...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

- دوست دارم    كِ تو را حبس کنم                     در نفسم ...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

Attar-060719

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط