گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم .گفتم به از ترنجی لیکن
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم .گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی.گفتا تو از کجایی کاشفته مینمایی؟
آه، گفتم منم غریبی از شهر آشنایی.گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری؟.گفتم بر آستانت دارم سر گدایی.گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی؟گفتم چو خرمنی گل، آه، در بزم دلربایی.گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد.گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید.گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت.گفتا تو بندگی کن، آه، کاو بنده پرور آید
#عاشقانه #تنهایی
آه، گفتم منم غریبی از شهر آشنایی.گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری؟.گفتم بر آستانت دارم سر گدایی.گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی؟گفتم چو خرمنی گل، آه، در بزم دلربایی.گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد.گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید.گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت.گفتا تو بندگی کن، آه، کاو بنده پرور آید
#عاشقانه #تنهایی
- ۲.۵k
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط