{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و شکستم، و دویدم، و فتادم

و شکستم، و دویدم، و فتادم


درها به طنین های تو وا کردم.
هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه .
بر لب مردابی ، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز.
در بن خاری ، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان.
بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن، و به خود گستردن.
و شیاریدم شب یکدست نیایش، افشاندم دانه راز.
و شکستم آویز فریب.
و دویدم تا هیچ . و دویدم تا چهره مرگ ، تا هسته هوش.
و فتادم بر صخره درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم، لرزیدم.
وزشی می رفت از دامنه ای ، گامی همره او رفتم.
ته تاریکی ، تکه خورشیدی دیدم، خوردم، و ز خود رفتم، و رها بودم.
دیدگاه ها (۱)

درها به طنین‌های تو واکردمهر تکه را جایی افکندم پُر کردم هست...

🍒🌱درها به طنین‌های تو واکردمهر تکه را جایی افکندم پُر کردم ه...

درها به طنین های تو وا کردمهر تکه نگاهم را جایی افکندمپر کرد...

درها به طنین‌های تو وا کردمهر تکه نگاهم را جایی افکندمپر کرد...

بر لب مردابیپاره‌ی لبخند تو بر روی لجن دیدمرفتم به نماز!در ب...

رمان گناهکار قسمت هشتم (662)

بی رحم تر از همه پارت ۱۴۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط