{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر لب مردابی

بر لب مردابی
پاره‌ی لبخند تو بر روی لجن دیدم
رفتم به نماز!
در بُن خاری ، یاد تو پنهان بود،
برچیدم، پاشیدم به جهان...


👤سهراب سپهری
دیدگاه ها (۰)

بیا ساقیا می به گردش در آرکه دلگیرم از گردش روزگار... 👤رضی‌ا...

حرف بزن حرف بزن ،سالهاستتشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام👤محمدعلی بهم...

در تنفس تنهاییدریچه های شعور مرابه هم بزنید...👤سهراب سپهریi

تمام روز نگاه منبه چشم های زندگیَم خیره گشته بودبه آن دو چشم...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط