🍒🌱طپش های قلب من

🍒🌱طپش های قلب من
در این سکوت سنگین سایه ها
روحم در کوچکی جسمم گشته اسیر
این طپش های قلب من
بسته پایم را در هر مسیر
من صدای ناله هایم را می شنوم
که به تکرار وخموش
در صدای حبس گشته دل
می خوانند نجوای گریز
زمزمه ها .. پچ پچه ها
آه ! چه حکایت هاست در دل
حس گفتنی که نیست
گوش شنوایی هم که نیست
لیک پای زنجیر شده ام را
می کشانم بر زمین .🌱🍒
...
دیدگاه ها (۳)

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

دوستت دارم و نمیگویم

دوستی پرسیده بود ، عشق می دانی که چیست؟این حکایت گفتنی ست؟در...

حکایت من در هیچ کتابۍ نیامده،داستان من قدمـ به قدمـ اینجاست ...

اکنون با تو در حال خوانش این نوشته امبی آن که بدانم ، چه کس...

پلک هایم را روی هم می گذارم و در صدای شب گم می شوم که پرست ا...

اگه پدرتو دوست داری بخون...میدونم زیاده ولی کار 5دقیقس.... ص...

🌴مردم تکبیر گویان به طرف منبر می روند منبری از چوب درخت گز ب...

صدای ناز می آید.صدای کودک پرواز می آید.صدای رد پای کوچه های ...

عنوان شعر: کفنیک معلم را زنش دعوا نمودچشمها بست و زبانش را گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط