{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی
شادیِ خاطرِ اندوه گزارم نشدی

تا ز دامانِ شبمْ صبحِ قیامت ندمید
با که گویم که چراغِ شبِ تارم نشدی

صدفِ خالیِ افتاده به ساحلْ بودم
چون گهر زینتِ آغوش و کنارم نشدی

بوته ی خارِ کویرمْ همه تنْ دستِ نیاز
برقِ سوزانْ شو اگر ابرِ بهارم نشدی

از جنونْ بایدم امروز گشایش طلبید
که تو ای عقل ! به جز مشکلِ کارم نشدی
دیدگاه ها (۱)

نگـارا ، از وِصـال خود مـرا تا کی جـدا داری؟چو شادم می‌توانی...

بی‌نهایت دلنشین و دلنواز و دلپسندی!اینچنین شخصی ببینی، می‌تو...

زچشمانت زکاتی ده.نگاهی کن به چشمانم.که چشم من به جز چشمتبه ه...

در وصل هم به شوق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطرِ اندوه گزارم نشدیت...

بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادیِ خاطرِ اندوه گزارم نشدی...

بی‌قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطر اندوه گزارم نشدیتا...

‌بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدیشادی خاطر اندوه گزارم نشدیت...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط