{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست
راحت جان و شفای دل بیمار آنجاست


من در این جای همین صورت بی‌جانم و بس
دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست


تنم اینجاست سقیم و دلم آنجاست مقیم
فلک اینجاست ولی کوکب سیار آنجاست


آخر ای باد صبا بویی اگر می‌آری
سوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاست


درد دل پیش که گویم غم دل با که خورم
روم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست


نکند میل دل من به تماشای چمن
که تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست


سعدی این منزل ویران چه کنی جای تو نیست
رخت بربند که منزلگه احرار آنجاست
دیدگاه ها (۰)

خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاستراحت جان و شفای دل بیمار آنج...

خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاستراحت جان و شفای دل بیمار آنج...

خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاستراحت جان و شفای دل بیمار آن...

من در این جای همین صورت بی جانم و بسدلم آن جاست که آن دلبر ع...

ای صبا، ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیارببر اندوه دل و مژده د...

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب ...

🌸گزیده اشعار حافظ _ محبوب‌ترین غزل های حافظ

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب ...

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط