مگذار که دور از رخت ای یار بمیرم

مگذار که دور از رخت ای یار بمیرم
یک ره بگذر بر من و بگذار بمیرم
مردن به قفس بهتر از آنست که در باغ
از طعنه ی مرغان گرفتار بمیرم
گفتی به تو گر بگذرم، از شوق بمیری
قربان سرت، بگذر و بگذار بمیرم
هرمشکلی آسان شود از مستی و ترسم
ساغر شودم خالی و هوشیار بمیرم
دیدگاه ها (۲)

مگذار که دور از رخت ای یار بمیرمیک سر بگذر بر من و بگذار بمی...

.مگذار که دور از رخت ای یار بمیرمیک سر بگذر بر من و بگذار بم...

مگذار که دور از رخت ای یار بمیرمیک ره بگذر بر من و بگذار بمی...

مگذار که دور از رخت ای یار بمیرمیک سر بگذر بر من و بگذار بمی...

مگذار که دور از رخت ای یار بمیرمیک دم بگذر بر من و بگذار بمی...

✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ ✨ بگذار ک...

- گفتی به تو گر بُگذرم از شوق بمیریقربانِ قدت بُگذر و بُگذار...

‌گفتی: به تو گر بگذرم، از شوق؛بمیری!قربان قدت، بگذر و بگذار ...

گفتی به تو گر بگذرم،از شوق بمیری!قربان قدتبگذر و بگذار بمیرم...

گفتی به تـو گر بگـذرم از شــــــــوق بمیــــریقــربــــــــا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط