📜

📜
#غزلیات
#عارف_قزوینی
#غزل_بیست_و_نهم

دیشب خرابی میم از #حصر و حد گذشت
این #سیل کوه ساز خم آمد ز #سد گذشت

گفتم حساب #جام شماری به دست کیست
#ساقی جواب گفت چه پرسی ز صد گذشت

قدم خمیده شد چو کمان تا که دیده دید
همچون مه چهارده آن سرو قد گذشت

با #یار صحبت از گله‌های گذشته بود
آمد رقیب و دید نماند از حسد گذشت

نگذاشت دست رد به کس هر جا نظر فکند
#خون ریخت چشم #مست تو بی‌دست رد گذشت

تعداد #کشتگان تو نتوان همینقدر
#اجساد بی‌شمارهٔ خون از جسد گذشت

بد کرده را بگوی که «بد از تو تا ابد
ای بی‌خبر بماند ز ما خوب و بد گذشت»

بی‌صاحبیِ خانهٔ من بین ز هر طرف
هرکس رسید بی‌پته و بی‌سند گذشت

#عمری که در نتیجه‌اش عمرم تمام شد
عارف، هزار #شکر، گذشت ار چه بد گذشت

#اندیشمندانه_انتخاب_کنید
#اندیشمندان_جوان_سپنتا
لینک کانال 👈 @ajs_org
دیدگاه ها (۰)

Attar#050622

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_دومبلای هجر تو #تنها همان برای منست...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_نهمرخم چو #لاله ز خوناب دیده رنگین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط