{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلیات

📜
غزلیات
#رهی_معیری
غزل_سی_و_نهم

رخم چو #لاله ز خوناب دیده رنگین است
نشان قافله سالار عاشقان این است

مبین به چشم حقارت به خون دیده ما
که آبروی صراحی به اشک خونین است

ز آشنایی ما عمر ها گذشت و هنوز
به دیده منت آن جلوه نخستین است

نداد #بوسه و این با که می توان گفتن؟
که تلخکامی ما ز آن دهان شیرین است

به روشنان چه بری شکوه از سیاهی بخت
که اختر فلکی نیز چون تو مسکین است

به غیر خون جگر نیست بی نصیبان را
زمانه را چه گنه چوننصیب ما این است

رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا
بهار من گل روی امیر و گلچین است

#اندیشمندانه_انتخاب_کنید
#اندیشمندان_جوان_سپنتا
لینک کانال 👈 @ajs_org
دیدگاه ها (۰)

🌙روزه ، تمرین کلاس زندگیدرس ایثار و خلوص و بندگیروزه ، زنجیر...

❤️ #هفت_شهر_عشق ❤️اپیزود جدید «بگومگو» واگویه‌ایست از رسم و ...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_هشتمبس که جفا ز خار و گل دید دل رم...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل_سی_و_ششمآب بقا کجا و لب نوش او کجا؟آتش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط