{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز میرسد یک ملافه سفید پایان میدهد

یک روز میرسد یک ملافه سفید پایان میدهد
به من
به شیطنت هایم
به خنده های بلندم
به دلتنگی هایم
به گریه هایم
روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند
دیوانه دلمان برایت تنگ شده ....
دیدگاه ها (۱۱)

بغض راه نفسم را گرفته… بیا کمی از سکوت من بردار و کمی از هیا...

برگهای پاییزیسرشار از شعور درخت اندوخاطرات سه فصل رابر دوش م...

من یاد گرفته ام که وقتی بغض میکنم ، وقتی اشک میریزم ، منتظر ...

گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی...وقتی میمانی و تحمل م...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

آخرین دیدار...۴۰ روز از دیدار میگذرد۴۰ روز از آخرین باری که ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵³و با ناباوری به شخ...

our mistake (part 6)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط