بازبوی دفتر، پاک کن های سفید، ته مداد قرمز،بازهم مهر رسید
بازبوی دفتر، پاک کن های سفید، ته مداد قرمز،بازهم مهر رسید.
بازهم رج زدن حرف الف.
بازهم دختری گیج که نامش کبری است.
وهزاران سال است، قول ها داده به خود، وگرفته تصمیم ،
که دگربار کتاب خود را باز جا نگذارد شب به زیر باران.
ان کتاب کهنه ،همچنان خیس وچروکیده وباران زده است.
باز هم سال دگر،باز تصمیم دگر ،
باز کوکب خانم چند مهمان دارد.
بازهم سفره ی رنگین پهن است.
وکدام از ماها!درپس این سال ها..حسرت خوردن از ان سفره ی کوکب خانم همچنان بااونیست؟
خوش به حال عباس، خوش به حال کبری، خوش به حال حسنک ،که همه دغدغشان ،سفره ودفترخیس است وصدای یک بز، خوش به حال همه شان که زما جا ماندند.
همه کودک ماندند،ورسیدیم ما به سرایی که هم اکنون هستیم
وغم غربت.ایام گذشته است که دایم با ماست.......
بازهم رج زدن حرف الف.
بازهم دختری گیج که نامش کبری است.
وهزاران سال است، قول ها داده به خود، وگرفته تصمیم ،
که دگربار کتاب خود را باز جا نگذارد شب به زیر باران.
ان کتاب کهنه ،همچنان خیس وچروکیده وباران زده است.
باز هم سال دگر،باز تصمیم دگر ،
باز کوکب خانم چند مهمان دارد.
بازهم سفره ی رنگین پهن است.
وکدام از ماها!درپس این سال ها..حسرت خوردن از ان سفره ی کوکب خانم همچنان بااونیست؟
خوش به حال عباس، خوش به حال کبری، خوش به حال حسنک ،که همه دغدغشان ،سفره ودفترخیس است وصدای یک بز، خوش به حال همه شان که زما جا ماندند.
همه کودک ماندند،ورسیدیم ما به سرایی که هم اکنون هستیم
وغم غربت.ایام گذشته است که دایم با ماست.......
- ۴۳۲
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط