باز بوی دفتر

باز بوی دفتر
پاک کن های سفید
ته مداد قرمز
باز هم مهر رسید
باز هم رج زدن حرف الف
باز هم دخترکی سر به هوا
دختری نازکه نامش کبراست
و د ه ها سال است
قول ها داده به خود
و گرفته تصمیم
که دگربار، کتاب خود را
باز جا نگذارد. شب به زیر باران
آن کتاب کهنه
همچنان خیس و چروکیده و باران زده است
باز هم سال دگر
باز پاییز دگر
باز تصمیم دگر
باز کوکب خانم
چند مهمان دارد
باز هم سفره رنگین پهن است
و کدام از ماها
در پس این همه سال …
حسرت خوردن از آن سفره کوکب خانم
همچنان با او نیست؟
خوش به حال عباس!
خوش به حال کبری!
خوش به حال حسنک!
که همه دغدغه شان
سفره و دفتر خیس است و صدای یک بز
خوش به حال همه شان!
که ز ما جا ماندند
همه کودک ماندند
و رسیدیم ما به سرابی که هم اکنون هستیم
و غم غربت ایام گذشته است که دایم با ماست.
دیدگاه ها (۱)

موسیقی

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

بوی مهرباز بوی دفترپاک کن های سفیدته مداد قرمزباز هم مهر رسی...

باز بوی دفتر پاک کن ها ی سفید ته مداد قرمز باز هم مهر رسید ب...

باز بوی دفتر پاک کن ها ی سفید ته مداد قرمز باز هم مهر رسید ب...

باز بوی دفتر،پاک کن ها ی سفید،ته مداد قرمز،باز هم مهر رس...

بازبوی دفتر، پاک کن های سفید، ته مداد قرمز،بازهم مهر رسید.با...

🍁🍂 هر سال پاییز ؛انگار کودکِ بی غم و آسوده ی سال هایِ دور ، ...

چه زود دیر می شود ! در باز شد ... برپا ! ... برجا ! درس اول ...

چه زود دیر می شوددر باز شدبرپا !... بر جا !درس اول : بابا آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط