{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت تو

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت تو
که هیچ نقص ندارد تراش قامت تو

نشسته شبنم حرفی لطیف و روشن و پاک
به روی غنچۀ لبهای پر طراوت تو

از این جهنم سوزان دگر چه باک مرا
که آرمیده دلم در بهشت صحبت تو

درون سینۀ من اعتقاد معجزه را
دوباره زنده کند دست پر محبت تو

فدای این دل تنگم که بی اشارۀ تو
غبار ره شد و راضی نشد به زحمت تو
دیدگاه ها (۲)

ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯼ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﺷﻌﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﺩﻡ ﺩﺍﺭﻡ ...ﻫﻮﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﺷﺎﻧﻪ ﮐ...

چه کسی داد به چشمان تو سوگند مراکه چنین کرده به سوگند تو پاب...

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!غافل از خود،دیگری را ه...

اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم...

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت توکه هیچ نقص ندارد تراش قامت ت...

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت توکه هیچ نقص ندارد تراش قامت ت...

: خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت توکه هیچ نقص ندارد تراش قامت...

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت توکه هیچ نقص ندارد تراش قامت ت...

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت توكه هیچ نقص ندارد تراش قامت ت...

عاشقانه

بسم الله شریفی شاعر افغان

غریب این زمین خاکی ام، تنها نمی مانیتو آیا دیده ای وقتی خطای...

خدا را دیده ای آیا ؟تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریکمیان بودن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط