{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت تو

خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت تو
که هیچ نقص ندارد تراش قامت تو

نشسته شبنم حرفی لطیف و روشن و پاک
به روی غنچۀ لبهای پر طراوت تو

از این جهنم سوزان دگر چه باک مرا
که آرمیده دلم در بهشت صحبت تو

درون سینۀ من اعتقاد معجزه را
دوباره زنده کند دست پر محبت تو

فدای این دل تنگم که بی اشارۀ تو
غبار ره شد و راضی نشد به زحمت تو
دیدگاه ها (۱)

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش حرفی بزن! هنگامه ی آوازها...

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش حرفی بزن! هنگامه ی آوازها...

من عقابی بودم که نگاه یک مارسخت آزارم دادبال بگشودم و سمتش ر...

نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط