{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کر

روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی که در حال نماز بود عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم
مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تو را ندیدم!!!
تو عاشق خدایی و مرا دیدی
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕ماه‌ها بعد، یونا دوباره نقاشی کرد....

قسمت ۷

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁷+ «مثل آرام‌بخش میم...

#داستانڪ حکایتی هست که می‌گوید:خواجه شمس‌الدین محمد؛ شاگرد ن...

would you like to be with me forever?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط