{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت نودونه رمان آوازه زیره آب

قسمت نودونه رمان آوازه زیره آب
-باشه.. ولی میدونی که نسیم درنا نیست!!!😓
-من دلم واسه درنا تنگ شده..😔
-کیا..خوبی؟😓
-ببین میدونی که از جمله ی دوست دارم استفاده نمیکنم ولی خب من واقعن درنا رو دوست دارم.. مهدی من دوسش دارم!😔
-ولی میدونی که اون دیگه مرده!!😓
-کاش قبلن جوره دیگه ای باهاش رفتار میکردم..از اولین روزی که باهم بودیم تا اون روزه جداییمون..اون همه بغض که کردم واسه اینکه کیانوش درنا رو ازم گرفته بود..کاش همون روزایی هم که درنا تو دردسر مینداختم ازش عصبانی نمیشدم..کاش همه جوره نگهش میداشتم..😔
-کیارش..خب اگه احساس میکنی نسیم رو میخوای یکم واسش تلاش کن..تو که هنوز هیچ کاری نکردی!!شاید اونم یه روز مثه درنا رفت و پشیمون شدی..😓
-تحمل ندارم غرورمو خورد کنه😒
-خب یکم تحمل کن!!😐
-ن...نمیخوام..بزار فک نکنه خیلی هم واسم مهمه😒
-کیا باز داری اشتباه میکنی!!داری میزنی جاده خاکی!!😐
-من خودم راهم رو بلدم نمیخواد تذکر بدی حواسم به مسیر هس..😐
-خو ک*س*خل نسیم که نمیدونه دوسش داری!! 😡
-من نگفتم نسیم رو دوست دارم... گفتم درنا رو دوست دارم!! اینم یه راز بود دیگه تکرارش نکن😒 😒 😒
-تا حالا بهت گفتم شبیه بچه هایی؟☺
-ک*س*ش*ر نگو ریدی تو حاله دپم... :/
-اوکی :/
-مهدی...
-هوم؟
-کاری نداری؟ :/
-میخوای برم؟؟؟
-اره
-خب من نمیرم :)
-خب پس از یه چی دیگه حرف بزن :)
-از چی مثلن؟
-از ک*و*ن*ه من..خوبه؟ 😑 😑 😑
-جوووون..ک*و*نه شیطانه رجیم دوس!! :)
-میگم مهدی خونوادم تا من نیستن پچ پچ میکنن تا من میرم پیششون ساکت میشن قضیه چیه؟؟؟ :/
-نمیدونم اگه بچه بودی میگفتم دارن نقشه میکشن ببرن ختنت کنن نمیدوم چه بلایی میخوان سرت بیارن!! 😐
-مرسی راهنمایی!!!
-خواهش :)
-میگم مهدی من نمیدونم چرا بعده این همه سال اسمه ختنه میاد دردم میگیره :/
-من سرخورده میشم..دامن میپوشیدم!!😂 😂
-خب منم..همه میپوشیدن!!😂 😂 😂
یهو مامانم صدام زد
-مهدی ننم صدام میکنه من برم میام!!
-اوکی...فعلن!
-بای
گوشیم گذاشتم زیره بالشتم و پاشدم رفتم سمته در.. انقد کله بازو و ساعد و کله دست و شونم و کتفم درد میکرد که نمیتونستم دستگیره رو هم بکشم پایین.. ولی خب دیه فلج که نشدم رفتم تو سالن همه داشتن نگاهم میکردن.. من مدلینگم نگام کنین نگام کنین!!! رفتم کناره مبلی که کیا نشسته بود رو فرش نشستم...مامانم گف
-فردا که نامزدیه کیانوشه خبر داری خودت! یه هفته بعدم میخوایم واسه تو مراسم نامزدی بگیریم!!
چشمام گرد شد
-چرا انقدر زود؟
دیدگاه ها (۷)

قسمته صد رمانه آوازه زیره آببابام ی باد داد تو سینش و گف-دیر...

قسمت صدویک رمان آوازه زیره آبچشماشو ریز کرد و گف-تو نمیتونست...

قسمت نودو هشت رمان آوازه زیره آبمامانم هم از تو آشپز خونه رف...

قسمت نودوهفت رمان آوازه زیره آباونم جلویه یه دیوونه!! چقدر ت...

دلبر جانم 💖همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که تورو دار...

دلبر جانم 💖 pari 🫂همیشه به این فکر میکنم که چقدرخوشبختم که ت...

شاهزاده دوست داشتنی من

معرفی

سلاممممممم آقا منم چالش meet the artist  رو رفتم  T0T راستی ...

رمان دخت من

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط